ميرزا حسن حسينى فسايى
902
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
پسر امير فنا خسرو عضد الدوله ديلمى بازماندگان شهر استخر را به شيراز بياورد و خرابههاى آن را هموار فرمود و در جاى آن كشتكار نمود پس اثرى از آن شهر جز تخت جمشيد كه شرح آن در عنوان مرودشت بيايد باقى نگذاشت و در همين سال ابو كالنجار ديلمى باروئى بر گرد شهر شيراز كشيد و بعد از خرابى آن در سال 575 اتابك تكله پادشاه فارس تجديد باروى شيراز را فرمود و در كتاب تاريخ وصاف فرموده است : در دولت غازان خان اهالى شيراز از درگاه خانى التماس باروئى كرده كه پايتخت ملك سليمان « 1 » را محافظت كند و حكم خانى شرف نفاذ يافته ، باروئى رفيع بساختند و بر گردش خندقى بكندند و پنج تومان زر به خرج آن برفت و پنج تومان در آن زمان از پنجاه هزار تومان بگذرد و صدور اين حكم در سال 701 گرديد و انجامش در سال 702 اتفاق افتاد و در سال 725 كه باروى شيراز از بىاهتمامى خراب شده بود به فرمان شاه محمود انجو والى فارس تجديد باروى شيراز را نمودند و بر سر هر برجى خانهاى از آجر ساخته ، كوتوالى را در آن بنشاندند و در سال 767 برج و باروى شيراز را به فرمان شاه شجاع آل مظفرى تعميرى لايق نمودند و در سال 864 ميرزا پير بداق والى فارس پسر امير جهانشاه قراقوينلو تركمان برج و باروى شيراز را احداث فرمود و در سال 1162 كه نواب صالح خان بيات از جانب نواب شاهرخ شاه نادرى ، والى مملكت فارس بود به دستور العمل ميرزا محمد حسين شريفى صاحب اختيار شيرازى بسيارى از بقاع و مساجد و مدارس و مساكن شيراز را از شهر جدا نموده ، باروئى مختصر بر گرد شيراز كشيد پس در سال 1180 كه نواب وكيل كريم خان زند شهر شيراز را پايتخت ممالك خود فرمود به جاى باروى صالحخانى ، حصارى از گچ و سنگ و آجر چون همت خود ، رفيع و بنيانى مانند معدلت خود محكم و بديع ، بنا نهاد ، برجها را مانند بروج فلكى برافراخت و خندقى چون انديشه حكيمان عميق بساخت « 2 » و در سال 1207 به فرمان شهريار معدلت شعار اعليحضرت آقا محمد شاه قاجار طاب ثراه به مصلحت ملكى ، برج و باروى شيراز را خراب و خندقش را از خاك و خاشاك انباشتند پس نواب حسين قلى خان برادر اعليحضرت خاقان صاحب قران فتح على شاه قاجار طاب ثراه در سال 1212 بر بنيان باروى خراب ، حصارى كشيد و در سال 1218 نواب حسين على ميرزاى قاجار فرمانفرماى مملكت فارس ، آن حصار ناقابل حسين قلى خانى را خراب نمود و باروئى محكم از چينه و خشت خام بر بنيان وكيلى بساخت و در سال 1239 از صدمه زلزله از هم بريخت و تاكنون به خرابى باقى است و در كتابهاى تاريخ براى بسيارى مرقد امامزادگان و مدفن اولياى حق و بزرگان و مقبره ارباب فضل و كمال ، شيراز را « برج الاولياء » « 3 » گفتهاند چنان كه شيخ سعدى ( رحمة اللّه عليه ) فرموده است :
--> ( 1 ) . تحرير تاريخ وصاف ، ص 85 . ( 2 ) . عبد الرزاق سمرقندى كه در سال 1786 ميلادى برابر با 1201 هجرى به شيراز آمده در كتاب مسافرت از ايران به هند و از بنگاله به ايران ، مىنويسد : ( استحكام شهر شيراز عبارت بود از يك ديوار ساده به ارتفاع 25 متر و به قطر ده پا از گل كه 80 برج به فاصلههاى 800 مترى در آن بنا شده بود به علاوه گرداگرد شهر خندقى به عمق 60 و به عرض 20 پا كنده شده بود كه دسترسى به شهر را مشكل مىساخت ) . شيراز ، ص 91 . ( 3 ) . نزهة القلوب ، ص 115 .